تبليغاتX
شعر خوبان
  تا اطلاع ثانوی بدلیل اشتغالات تخصصی با همه دوستان خداحافظی می کنم.

 

نوشته شده توسط دکتر اسکندریان در پنجشنبه ششم بهمن 1390 ساعت 11:17 | لینک ثابت |
کارل مارکس:
او تنها در شمار مردان بزرگ تاريخ نيست بلكه رسول آسمان بر زمين است آن مرد عرب اشتباهات مسيحيت و يهوديت را درك كرد و جاوداني روح را در نهاد آنها كاشت.سزاوار نيست كه تنها در شمار مردان بزرگ تاريخ به شمار آيد، بر ماست تا به پيامبري او اعتراف كرده و او را رسول آسمان بر زمين بدانيم
حضرت محمد مصطفي(ص) از منظر متفكران عالم
روزهای پایانی ماه صفر که ما عزای آل الله است به دلیل همزمانی با ایام رحلت رسول اکرم (ص) و شهادت امام حسن مجتبی (ع) و امام رضا (ع) قلوب مسلمین به ویژه شیعیان را در پایان دو ماه عزاداری برای سالار شهیدان غمبارتر از پیش می کند. اما همین ایام سراسر حزن و اندوه فرصتی است مناسب برای آنکه عظمت پیامبری مهرآفرین نه تنها از منظر مسلمانانی که به او و رسالتش ایمان آورده اند، بلکه از دریچه نگاه اندیشمندانی غیرمسلمان به بحث گذاشته شود.

لئون تولستوی:
نویسنده و فیلسوف اخلاق گرای معروف روسیه که آموزه هایش سرمشق رهبران بزرگ سیاسی در جهان بوده است، در کتاب” اسلام و عرب” دکتر گوستاو لوبون صفحات 154 و 159، نظریه صائبی در مورد پیامبر اسلام (ص) دارد
.
وی که سرمشق افرادی همچون گاندی بوده، چنین می گوید: «شخص شخیص پیامبر اسلام سزاوار همه گونه احترام و اکرام می باشد. شریعت پیغمبر اسلام به علت توافق آن با عقل و حکمت در آینده عالمگیر خواهد شد.

گاندی:
ماهاتما گاندی رهبر فقید هند در کتاب «هند جدید» در مورد شخصیت محمد(ص) می‌گوید: «جالب است بدانید که بهترین کسی که امروزه بدون هیچ چون و چرایی، در قلب میلیون‌ها انسان جا گرفته، «محمد» است. از اینجا من متقاعد شده‌ام که این شمشیر نبود که در آن روزها مردم زیادی را تسلیم اسلام کرد. «محمد» سخت ساده زیست بود. مثل دیگر پیامبران متقی بود. به شدت امانتدار بود. از خودگذشتگی شدید نسبت به دوستان و پیروان، جسارت، بی‌باکی و توکل مطلق به خدا در رسالت شخصی، از ویژگی‌های محمد(ص) بود. قبل از این ویژگی‌ها او به هیچ وجه از شمشیر برای برداشتن سدهای جلوی راه خود استفاده نمی‌کرد»


لامارتین
:
«اگر بزرگی هدف، کم بودن ابزار و رسیدن به نتایج شگفت‌انگیز، سه محور سنجش هوش بشری باشد، چه کسی ادعای مقایسه بزرگ مردان تاریخ کنونی را با «محمد» دارد؟ نام‌آورترین مردمان فقط ارتش، قوانین و فرمانروایی‌ها را ایجاد کرده‌اند. اگر نگوییم آنچه بنیاد نهاده‌اند، چیزی نیست، باید گفت: چیزی بیشتر از قدرت مادی که غالباً در چشم به هم زدنی فرو می‌پاشد، ایجاد نکرده‌اند.
این مرد نه فقط ارتش ها، قوانین، فرمانروایی، مردمان و سلسله‌ها، بلکه میلیون‌ها نفر؛ یعنی یک سوم از ساکنان این جهان و حتی بیشتر از آن را حرکت داد. او پرستشگاه‌ها، خدایان، ادیان، عقاید، اندیشه‌ها و نفوس را متحوّل کرد. صبر او در پیروزی، بلند همتی او که تماماً در جهت یک عقیده بود، نه نوعی تلاش برای فرمانروایی، نمازهای بی‌نهایت او، زمزمه‌های سرّی او با خدا، مرگ او و پیروزی او بعد از مرگ، نشانه ایمانی راسخ است. محمد یک معلم مذهبی، یک مصلح اجتماعی، یک رهبر اخلاقی معنوی، تجسم بزرگ اجرایی کردن امور، دوستی با وفا، همنشینی زیبا، شوهری علاقه‌مند و پدری با محبت بود. همه را با هم داشت. مرد دیگری در تاریخ نیست که در هر کدام از این جنبه‌های مختلف زندگی، بر او برتری یابد یا با او برابری کند. فقط آن شخصیت نوع‌دوست بود که چنین کمالات باورنکردنی را در خود جمع کرده بود»

ویل دورانت
:
مورخ و نویسنده آمریکایی (1885-1981) که میلیونها نفر در جهان، آثار او را مطالعه می کنند، در رابطه با شخصیت بزرگ پیامبر بزرگوار اسلام چنین اظهارنظر می کند: اگر به میزان اثر این مرد بزرگ در مردم بسنجیم، باید بگوئیم که حضرت محمد (ص) از بزرگترین بزرگان تاریخ انسانی است. وی درصدد بود سطح معلومات و اخلاق قومی را که از فرط گرمای هوا و خشکی صحرا بتاریکی توحش افتاده بودند، اوج دهد در این زمینه توفیقی یافت که از توفیقات تمام مصلحان جهان بیشتر بود کمتر کسی را جز او می توان یافت که همه آرزوهای خود را در راه دین انجام داده باشد، زیرا به دین اعتقاد داشت. محمد (ص) از قبایل بت پرست و پراکنده در صحرا امتی واحد به وجود آورد. برتر و بالاتر از دین یهود و دین مسیح و دین قدیم عربستان آئینی ساده و دینی روشن و نیرومند با معنویاتی که اساس آن شجاعت و مناعت قومی بود پدید آورد، که در طی یک نسل در یکصد معرکه نظامی پیروز شد و در مدت یک قرن یک امپراتوری عظیم و پهناور بوجود آورد و در روزگار ما نیروی مهمی است که بر یک نیمه جهان نفوذ دارد.

کارل مارکس:
بر ماست که آن مرد عرب را رسول آسمان بر زمین بدانیم
جملات کارل مارکس دانشمند آلمانی در مورد پیامبر اسلام قابل تأمل است. وی از مردان سیاست، فلسفه اجتماعی و نویسنده بیانیه کمونیستی است. در کتاب خود به نام «زندگی» می‌گوید: به درستی که آن مرد عرب اشتباهات مسیحیت و یهودیت را درک کرد و با همتی که عاری از خطر نبود در میان اقوام بت‌پرست قیام نمود و آنان را به توحید دعوت فرمود و جاودانی روح را در نهاد آنها کاشت. سزاوار نیست که تنها در شمار مردان بزرگ تاریخ به شمار آید، بلکه بر ماست تا به پیامبری او اعتراف نموده و او را رسول آسمان بر زمین بدانیم
.

جواهر لعل نهرو:
محمد(ص) عزت و مناعت را برای امت خویش مهیا ساخت
جواهر لعل نهرو نخست ‌وزیر هند در کتاب خود «نگرشی بر تاریخ جهان» چنین می‌گوید: محمد(ص) برای نشر رسالت خود شتاب نداشت بلکه مدتی در سکوت زندگی کرد. مایه شگفتی و اعتماد هموطنان خود واقع شد تا آنجا که او را امین لقب دادند او به خود و پیامبری خود باور داشت و با این اعتماد و ایمان، وسایل اقتدار، عزت و مناعت را برای امت خویش مهیا ساخت و آنها را از مردمانی ساکن صحرا به سرورانی مبدل کرد که نصف جهان شناخته‌شده زمان خود را فتح کردند
.

گوته:
محمد(ص)، چشمه‌ای جوشان
گوته بزرگ‌ترین شاعر آلمان است. او در مقدمه خود بر کتاب «محمدیات» نوشته دیسون آلمانی که نویسنده شهیر عمر ابوالنصر آن را از زبان فرانسه به عربی برگرداند، تحت عنوان سرود محمد (ص) یا فیض اسلام می‌گوید
:
« به چشمه کوه که پریشان، مملو و صاف است نگاه بینداز، مانند شعاع درخشنده‌ای (گوهری) در بالای ابرها، ملائکه خیر آن را در گهواره‌اش در روزی که میان شکاف‌های سنگ‌ها لانه گرفته‌اند، رضاع کرده‌اند. به درستی که آن سخاوتمندانه و پاک از ابر جریان می‌یابد، آنگاه شاد و خوشحال شدیدتر می‌شود.
در گردنه‌های صعب‌العبور حرکت می‌کند، انواع بی‌شماری از سنگ‌های سر راه خود را از جا می‌کند. در سر راه خود خواهران چشمه‌های پر آب را که خود مانند یک مرشد امینی آنها را همراه می‌برد و اما در گشادگی، ریاحین در پای آن فیضان می‌کنند و چمن‌زارها از نفس‌های آن زنده می‌شوند و وادی سایه‌دار آن را بر نمی‌گردانند و نه ریاحین که طوقی بر ساق‌های آنند و سعی در جدا کردن و سرگردان ساختن آن را به لحاظ فتنه‌انگیزی می‌کنند...؛ تا آنجا که می‌گوید: و این آستین‌های طبیعت بخشنده است که بدان یاری می‌بخشند آنگاه در مسیر حرکت خود از کنار شهرها اسامی آنها را جایزه می‌دهد و در مقدم آن شهرهایی به وجود می‌آیند متوقف نمی‌شوند و همواره بانگ برمی‌آورد و به پیش می‌رود، هیچ توقف‌دهنده‌ای آن را متوقف نمی‌سازد و در پشت خود پراکندگی‌ها و کاخ‌ها را نتیجه فراوانی گیاه و سبزه و تولید باقی می‌گذارد و آن خود محمدبن عبدالله(ص) است
السلام علیک یا یا رسول الله
 
السلام علیک یا امام حسن مجتبی(ع)

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا(ع)

نوشته شده توسط دکتر اسکندریان در دوشنبه سوم بهمن 1390 ساعت 10:22 | لینک ثابت |
 

ناله های حکیمانه علوی در سوگ رسول خدا

 

 
 
حضرت محمد

هنگامی که امیرالمومنین علیه السلام بدن مطهر رسول خدا صلی الله علیه و آله را غسل داد و در کفن پیچید چند جمله ای را خطاب به حضرتش عرضه داشت که آن عبارات هم بیانگر سوز و گداز درونی امیرمومنان است و هم رسول خدا صلی الله علیه و آله را بیش از پیش معرفی  می کند و هم  تشریح ابعاد گوناگون این مصیبت عالمگیر است.

متن سخنان حضرت را می توان در دو منبع کهن یعنی کتاب شریف نهج البلاغة و امالی شیخ مفید(ره) با اندک تفاوتی ملاحظه کرد. ظرایفی در نقل شیخ مفید(ره) وجود دارد که در نهج البلاغه نیامده است از این رو ما در این نوشته متن امالی را محور بحث قرارداده؛ به ترجمه و شرح فرازهایی از آن می پردازیم.

شیخ مفید(ره) با واسطه از عبدالله بن عباس نقل می کند: (1)

«لَمَّا تُوُفِّیَ رَسُولُ اللَّهِ تَوَلَّى غُسْلَهُ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ وَ الْعَبَّاسُ مَعَهُ وَ الْفَضْلُ بْنُ الْعَبَّاسِ»

زمانی که رسول خدا صلی الله علیه و آله از دنیا رفت؛ امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیه السلام عهده دار غسل دادن آن حضرت شد؛ که در این کار عباس و فضل بن عباس هم به ایشان کمک کردند.

«فَلَمَّا فَرَغَ عَلِیٌّ مِنْ غُسْلِهِ كَشَفَ الْإِزَارَ عَنْ وَجْهِهِ ثُمَّ قَال‏:»

وقتی علی علیه السلام کار غسل [و کفن] را به پایان رساند، کفن روی صورت آن حضرت را کنار زد و خطاب به ایشان عرضه داشت:

«بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی طِبْتَ حَیّاً وَ طِبْتَ مَیِّتاً»

پدر و مادرم به فدایت! پاک زیستی و پاک از دنیا رفتی

«انْقَطَعَ بِمَوْتِكَ مَا لَمْ یَنْقَطِعْ بِمَوْتِ أَحَدٍ مِمَّنْ سِوَاكَ مِنَ النُّبُوَّةِ وَ الْإِنْبَاء»

با رفتن شما نبوت و خبررسانی از عالم بالا به گونه ای قطع شد که با مرگ هیچ کس چنین نشد.

وقتی که آن حضرت از این دنیا رحلت می کند نبوت و خبرهای که مخصوص شان رسالت است مانند نزول و تشریع احکام به کلی قطع می شود و این همان فیض خاص و ارزشمندی است که امیرالمومنین علیه السلام از قطع شدن آن افسوس می خورد

شرح سخن

رسول خدا صلی الله علیه و آله خاتم پیامبران و دینی که او عرضه کرد کامل ترین دین آسمانی است؛ دینی که تا قیامت تمام افراد بشر در هر مکان و زمانی که باشند را پوشش می دهد و راهنمای دنیا و آخرت آنها خواهد بود.

بنابراین وقتی که آن حضرت از این دنیا رحلت می کند نبوت و خبرهای که مخصوص شان رسالت است مانند نزول و تشریع احکام به کلی قطع می شود و این همان فیض خاص و ارزشمندی است که امیرالمومنین علیه السلام از قطع شدن آن افسوس می خورد.

«خَصَّصْتَ حَتَّى صِرْتَ مُسَلِّیاً عَمَّنْ سِوَاكَ وَ عَمَّمْتَ حَتَّى صَارَ النَّاسُ فِیكَ سَوَاءً»

مرحوم مجلسی در توضیح این فراز می نویسد: مصیبت تو آنقدر بزرگ است که یادآوری آن به سایر مصیبت دیدگان، باعث تسلی آنان می شود. (زیرا مصیبت خود را در مقابل مصیبت شما ناچیز می بیند) و این داغ و اندوه همه را در بر گرفته و اینگونه نیست که تنها عده ای را داغدار کرده باشد.(2)

«وَ لَوْ لَا أَنَّكَ أَمَرْتَ بِالصَّبْرِ وَ نَهَیْتَ عَنِ الْجَزَعِ لَأَنْفَدْنَا عَلَیْكَ مَاءَ الشُّئُون‏»

اگر نبود دستور شما بر صبر و شکیبایی و نهی شما از فریاد و فغان و بی قراری؛ بی تردید تا خشك شدن چشمه های اشکمان در غم فراغت مى‏گریستیم

«وَ لَكَانَ الدَّاءُ مُمَاطِلًا وَ الْكَمَدُ مُحَالِفاً وَ قَلَّا لَكَ وَ لَكِنَّهُ مَا لَا یُمْلَكُ رَدُّهُ وَ لَا یُسْتَطَاعُ دَفْعُه‏» (3)

و این درد براى ما بى‏درمان مى‏ماند و حزن و اندوهمان پایان نمی یافت؛ باز هم این همه در مصیبتت کم بود ، اما چاره چیست که بر گرداندن مرگ و دفع آن، مقدور کسی نیست.

«بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی اذْكُرْنَا عِنْدَ رَبِّكَ وَ اجْعَلْنَا مِن‏ هَمِّكَ (بالِکَ)‏»

پدر و مادرم به فدایت باد ما را نزد پروردگارت یاد کن و ما را در خاطر خویش نگه دار.

علامه مجلسی در بیان این فراز می نویسد: «البال القلب أی اجعلنا ممن حضر بالك و تهتم بشأنه و تدعو و تشفع له»؛ البال یعنی قلب (روح، نفس)؛ بنابراین معنای عبارت این می شود: ما را از کسانی قرار بده که همیشه در خاطر شریفت حاضرند و شما به آنها توجه داری و برای آنها دعا کرده و در پیشگاه الهی آنها را شفاعت می کنی.(4)

بعد از آنکه امیرالمومنین علیه السلام این مطالب را به پیشگاه مقدس رسول خدا صلی الله علیه وآله عرضه داشت طاقت از کف بداد و خود را بر روی بدن شریف حضرتش انداخت،

ثُمَّ أَكَبَّ عَلَیْهِ فَقَبَّلَ وَجْهَهُ، برای آخرین بار روی ماه رسول خدا صلی الله علیه و آله را بوسید،

 وَ مَدَّ الْإِزَارَ عَلَیْه‏. و کفن را روی صورت حضرت کشید.

 

پی نوشت:

1. امالی شیخ مفید(ره) مجلس 12 حدیث 4

2. بحار الأنوار ج‏22، ص 542

3. با مراجعه به متن نهج البلاغه خطبه 235 روشن می شود در این فراز؛ متن امالی موجود دچار تصحیف (تغییر و اشتباه) شده است و آنچه صحیح است همان است که در نهج البلاغه موجود است. (بیان علامه مجلسی بحار ج22 ص527) از این رو ما در اینجا همان متن نهج البلاغه را می آوریم.

4. بحارالانوار، همان

امید پیشگر

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

 

 

نوشته شده توسط دکتر اسکندریان در شنبه یکم بهمن 1390 ساعت 12:13 | لینک ثابت |

راز حرم علمدار کربلا

قبلا دو چشمه در سرداب مطهر وجود داشت که از ۴۰۰ سال قبل که آب لوله‌کشی نبود این آب مرتب می‌جوشید و از یک طرف وارد و از طرف دیگر خارج می‌شد که مزه و طعم آن آب از بهترین آب معدنی امروز هم بهتر بود

شیخ عباس ۷۴ ساله، که ۳۶ سال خادم حرم حضرت ابوالفضل العباس (ع) بوده، در مورد جریان آب دور قبر علمدار کربلا توضیحاتی داده است .

وی گفت: قبلا دو چشمه در سرداب مطهر وجود داشت که از ۴۰۰ سال قبل که آب لوله‌کشی نبود این آب مرتب می‌جوشید و از یک طرف وارد و از طرف دیگر خارج می‌شد که مزه و طعم آن آب از بهترین آب معدنی امروز هم بهتر بود و آن سرداب پله داشت مردم می‌آمدند و از آن آب به عنوان تبرک استفاده می‌کردند که آب در تابستان خنک و در زمستان گرم بود.

اما یک فرد از خدا بی‌خبر آمد به بهانه اینکه تَرَکی در دیوار حرم اباالفضل پیدا شده گفت، می‌خواهم آزمایش کنم این آب از کجا می‌آید و بعد آن دو چشم را کور کرد و هر چه تلاش کردند، آن دو چشمه احیا نشد.

اما بعد از دو ماه آب دوباره بالا آمد و به سرداب رسید و آن آب چشم‌های کور شده را شفا می‌داد .

از ۵۰ سال قبل تا کنون این آب در یک سطح ثابت مانده و نه کم و نه زیاد می‌شود.

وی ادامه داد: شما به خوبی می‌دانید اگر آب به مدت ۱۰ روز در یک جا بماند گندیده می‌شود، اما این آب با وجود اینکه در ورودی آن بسته شده مانند گلاب می‌ماند و در اطراف قبر مطهر حضرت اباالفضل حلقه زده و همچنان بسیار تازه و معطر مانده است.

وی افزود: هم اکنون در بخش درب صاحب‌الزمان مرقد مطهر اباالفضل پنجره کوچکی قرار دارد که وصل به سرداب حرم است و اگر نگاه کنید از آن مرتب بوی گلاب می‌اید و این همان آبی است که متأسفانه خادمان کنونی در ورودی آن را و راه رسیدگی به سرداب را به روی زوار بسته‌اند.(پایگاه اطلاع رسانی سازمان حج و زیارت)

این آب چند ویژگی دارد. اول اینکه اگرچه راکد است، هرگز رنگ و طعم آن از دست نرفته و گندیده نشده است.

ویژگی دوم: با آن که سطح آب بالاتر از قبر مطهر آقا ابوالفضل(ع) است آب از دیواره دور قبر به داخل نفوذ نمی‌کند


 

السلام علیک یا ابا عبد الله الحسین
 

 

نوشته شده توسط دکتر اسکندریان در سه شنبه بیست و هفتم دی 1390 ساعت 0:11 | لینک ثابت |

بسمه تعالی

آقا حسین جان

ای که مظلومیت از مظلومیت حیران شده

دیدگان هستی اندر ماتمت گریان شده

دور گردون هیچ روزی همچو روز تو ندید

ز آن همه ایام که اندر ظل شب پنهان شده

اربعین سرور و سالار شهیدان حضرت سیدالشهدا(ع)

را به همه تسلست و تعزیت عرض می کنم.

دکتر اسکندریان

نوشته شده توسط دکتر اسکندریان در شنبه بیست و چهارم دی 1390 ساعت 17:21 | لینک ثابت |
بهترين لحظات زندگي از نگاه چارلي چاپلين  
بهترين لحظات زندگي از نگاه چارلي چاپلين
 
To fall in love
عاشق شدن
 
To laugh until it hurts your stomach
.آنقدر بخندي كه دلت درد بگيره
 
To find mails by the thousands when you return from a
vacation.
بعد از اينكه از مسافرت برگشتي ببيني
هزار تا نامه داري
 
To go for a vacation to some pretty place.
براي مسافرت به يك جاي خوشگل بري
 
To listen to your favorite song in the radio.
به آهنگ مورد علاقت از راديو گوش بدي
 
To go to bed and to listen while it rains outside.
به رختخواب بري و به صداي بارش بارون گوش بدي
 
To leave the Shower and find that
the towel is warm
از حموم كه اومدي بيرون ببيني حو له ات گرمه !
 
To clear your last exam.
آخرين امتحانت رو پاس كني
 
To receive a call from someone, you don't see a
lot, but you want to.
كسي كه معمولا زياد نمي بينيش ولي دلت
مي خواد ببينيش بهت تلفن كنه
 
To find money in a pant that you haven't used
since last year.
توي شلواري كه تو سال گذشته ازش استفاده
نمي كردي پول پيدا كني
 
To laugh at yourself looking at mirror, making
faces.
براي خودت تو آينه شكلك در بياري و
بهش بخندي !!!
 
Calls at midnight that last for hours.
تلفن نيمه شب داشته باشي كه ساعتها هم
طول بكشه
 
To laugh without a reason.
بدون دليل بخندي
 
To accidentally hear somebody say something good
about you.
بطور تصادفي بشنوي كه يك نفر داره
از شما تعريف مي كنه
 
To wake up and realize it is still possible to sleep
for a couple of hours.
از خواب پاشي و ببيني كه چند ساعت ديگه
هم مي توني بخوابي !
 
To hear a song that makes you remember a special
person.
آهنگي رو گوش كني كه شخص خاصي رو به ياد شما
مي ياره
 
To be part of a team.
عضو يك تيم باشي
 
To watch the sunset from the hill top.
از بالاي تپه به غروب خورشيد نگاه كني
 
To make new friends.
دوستاي جديد پيدا كني
 
To feel butterflies!
In the stomach every time
that you see that person.
وقتي "اونو" ميبيني دلت هري
بريزه پايين !
 
To pass time with
your best friends.
لحظات خوبي رو با دوستانت سپري كني
 
To see people that you like, feeling happy
.كساني رو كه دوستشون داري رو خوشحال ببيني
 
See an old friend again and to feel that the things
have not changed.
يه دوست قديمي رو دوباره ببينيد و
ببينيد كه فرقي نكرده
 
To take an evening walk along the beach.
عصر كه شد كنار ساحل قدم بزني
 
To have somebody tell you that he/she loves you.
يكي رو داشته باشي كه بدونيد دوستت داره
 
remembering stupid
things done with stupid friends.
To laugh .......laugh. ........and laugh ......
يادت بياد كه دوستاي احمقت چه كارهاي
احمقانه اي كردند و بخندي
و بخندي و ....... باز هم بخندي
 
These are the best moments of life....
اينها بهترين لحظه‌هاي زندگي هستند
Let us learn to cherish them.
قدرشون رو بدونيم
 
"Life is not a problem to be solved, but a gift to be enjoyed"
زندگي يك هديه است كه بايد ازش لذت برد
نه مشكلي كه بايد حلش كرد
چاپلين مي گويد :
وقتي
زندگي 100 دليل براي گريه كردن
به تو نشون ميده
تو 1000 دليل براي خنديدن
به اون نشون بده
 
 
 
 
 
نوشته شده توسط دکتر اسکندریان در سه شنبه بیستم دی 1390 ساعت 14:55 | لینک ثابت |

بسمه تعالی

دیگر خبری نیست مرا، نی خبر من         دیگر ثمری نیست مرا، نی ثمر من

افسوس گذشت عمر ولو باورمان نیست      فرصت ندهد دست که گیرم خبر من

یاران به کجایند که من هر چه بجستم           زانها اثری نیست و ندارند اثر من

یکبار نشد نوبت خوشحالی و شادی       قسمت شده خون دل و چشمان تر من

صد آه و تحسر ز تو ای چرخ جفا کار                یکبار نگشتی تو بدون خطر من

در خاطر ما چیست از آن عمر که بگذشت       ازکودکی ام تا شب پیرانه سر من

ده ها مه و سال آمده و رفته ولیکن          امید یکی روز خوش است و بصر من

از یاد رفیقان چه بگویم که بسوزد            از ماتمشان سینه و چشم و جگر من

هیهات رود از دل من یاد عزیزان                  یاران شهیدی که برفتند ز بر من

نامی تو دگر چاره ناچار ندانی                 الا که بتابد به تو هاشم قمر من

عباسعلی اسکندریان (نامی) 17/10/1390 اصفهان

نوشته شده توسط دکتر اسکندریان در یکشنبه هجدهم دی 1390 ساعت 0:2 | لینک ثابت |
عبرت های تاریخ
فتنه 88 همچون دیگر مقاطع حساس تاریخ انقلاب پر بود از آزمایش برای "مردم" و "خواص" و تکرار تجربه های معروف تاریخی. نقش آفرینی شایسته و کم نظیر مردم در این برهه خطیر با حضور بصیرانه در میدان نظر و عمل که اوج آن حماسه 9 دی بود، بر همگان آشکار شد.


اما رویکرد سوال برانگیز عده ای از خواص مطرح، موجب شد که شخصیت ها و مردم بصیر ایران اسلامی آنان را به برخی شخصیت های مشهور صدر اسلام تشبیه کنند. این شخصیت های خوش سابقه و انقلابی جمهوری اسلامی گرچه همانند برخی بزرگان صدراسلام کارنامه ای ارزشمند و اثرگذار در حکومت اسلامی داشتند اما درست مانند آنان که در فتنه های دوران ائمه معصومین(ع) غرق شدند، در آزمایش حساس فتنه 88 زانو خم کردند و چرب و شیرین دنیا آنان را فریفت و به سقوط مرگبار کشاند.

اما نه تنها در صدر اسلام که در تاریخ بلند ادیان الهی، خواصی كه "بد عاقبت" شدند بسيار فراوانند اما در اینجا هفت نمونه را که در کتاب گفتار معصومين(عليهم السلام) نوشته آیة الله مکارم شیرازی آمده، بيان مى كنيم که خالی از لطف نیست:

1. بلعم باعورا كه از دانشمندان بنى اسرائيل بود، مقامش آنقدر بالا رفت كه مستجاب الدعوه شد، و حضرت موسى (عليه السلام) از او به عنوان مبلّغ استفاده مى كرد، ولى بر اثر تمايل به فرعون و وعده و وعيدهاى او از راه حق منحرف شد و همه كرامات خود را از دست داد، تا آنجا كه در صف مخالفان موسى (عليه السلام) قرار گرفت. اين موضوع به زمان موسى (عليه السلام) يا ساير پيامبران اختصاص نداشته و بعد از پيامبر اسلام (صلى الله عليه وآله) و تا به امروز نيز ادامه دارد كه بلعم باعوراها علم و دانش و نفوذ اجتماعى خود را در برابر درهم و دينار يا مقام و يا به خاطر انگيزه حسد در اختيار گروه هاى منافق و دشمنان حق قرار داده و مى دهند.

اين افراد ويژگى هايى دارند كه قرآن در آيات 176 و 175 سوره اعراف آن ويژگى ها را چنين بيان مى كند: آنها هواپرستانى هستند كه خداى خود را فراموش كرده و همّتهايى پست دارند و تحت وسوسه هاى شديد شيطان قرار دارند و به آسانى قابل خريد و فروشند، آنها همانند سگهاى بيمارى هستند كه هرگز سيراب نمى گردند. (1)

چون فرعون تصميم گرفت موسى و يارانش راتعقيب كند به بلعم باعورا گفت: از خدا بخواه كه موسى و اصحابش به دست ما گرفتار شوند. او پذيرفت و به طرف موسى (عليه السلام) و اصحابش به راه افتاد تا آنها را نفرين كند. چهارپاى وى از حركت امتناع ورزيد، بلعم باعورا حيوان را زد; خداوند حيوان را به زبان آورد و حيوان گفت: واى بر تو چرا مرا مى زنى؟ آيا مى خواهى همراه تو بيايم كه تو پيامبر خدا و قومش را نفرين كنى؟ بلعم باعورا آنقدر آن حيوان را زد تا جان داد. در اين هنگام اسم اعظم از دست او رفت. (2)

2. سعد وقاص از سابقين در اسلام است كه پيش از ابوبكر مسلمان شد و يكى از نامه نويسان پيامبر (صلى الله عليه وآله) بود، امّا عاقبتش بد شد و با امام على (عليه السلام) بيعت نكرد ولى پس از امام (عليه السلام) وقتى شنيد كه معاويه به سبّ و لعن على (عليه السلام) مى پردازد بر او وارد شد و گريست و در باب فضايل اميرالمؤمنين (عليه السلام) سخن گفت و حديث «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا علىٌّ مَوْلاه » و حديث مباهله و حديث منزلت را به رخ معاويه كشيد.

معاويه او را از شام بيرون كرد و به فرماندار مدينه نوشت تا سعد وقاص را مسموم كند و او هم عمل كرد و سعد را مسموم كرد. سعد نه با حكومت حق كنار آمد و نه با حكومت باطل و خَسِرَالدُنيا و الآخِرَة شد. (3)

3. حسان ، شاعر پيامبر(صلى الله عليه وآله) هم متأسّفانه با همه درخشش به مشكل تلوّن (در آغاز زندگى ايمان قابل قبول داشتند ولى بد عاقبت شدند) دچار شد. او شعرى كه درغدير سرود به جاى كلمه مولا كلمه امام را آورد:

وَ قالَ لَهُ قُمْ يا علىُّ فاِنَّنِي *** رَضِيتُكَ مِنْ بَعْدِى اِماماً و هادِياً
«پيامبر (صلى الله عليه وآله) فرمود: يا على برخيز كه من تو را به عنوان امام و هادى مردم پس از خودم برگزيدم».

همين حسان پس از پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله) به انحراف گراييد و در زمان خلافت على (عليه السلام) ، عثمانى از آب درآمد و در خطّ مخالف قرار گرفت; و از اينجا سرّ كيفيّت دعاى پيامبر (صلى الله عليه وآله) در حقّ او معلوم مى گردد كه فرمود: «لا تَزالُ يا حَسّانُ مُؤيَّداً بِروحِ القُدُسِ ما نَصَرْتَنا بِلِسانِك ; تا زمانى كه با زبانت ما را يارى مى كنى مورد تأييد مى باشى».

4. قيس بن عمرو بن مالك كهلانى معروف به نجاشى شاعر، از اهل نجران يمن و از ياران امام على (عليه السلام) بود در صفّين به جنگ با شاعران شام رفت، پس از جنگ صفّين در ماه رمضان به كوفه آمد و مهمان دوست خود ابوسماك شد. ولى در آن روز ناهار خوردند و شراب نوشيدند و مست شدند، امام (عليه السلام) 80 تازيانه به خاطر شراب خوارى و 20 تازيانه به خاطر بى حرمتى به ماه مبارك رمضان به عنوان حد به او زد. از حضرت جدا شد و به معاويه پيوست.

5. طلحه از قريش و از اهل مكّه و از پيشگامان در اسلام است، در جنگهاى زيادى حضور داشت ولى سرانجام در جنگ جمل شركت كرد و كشته شد.

6. زبير از خواصّ پيامبر(صلى الله عليه وآله) و پسر عمّه حضرت و پسر صفيّه دختر عبدالمطَّلب است. او از علاقه مندان على (عليه السلام) و در دوران غربت پس از ارتحال پيامبراكرم (صلى الله عليه وآله) تا به خلافت رسيدن امام (عليه السلام) همراه حضرت بود. زبير وقتى ديد على (عليه السلام) را با اهانت به مسجد مى برند با شمشير به آنها حمله كرد و خروش برآورد: «يا مَعْشَرَ بَنِى هاشِم أَيُفعَلُ هذا بعلىّ و أَنْتُم أحياء; آيا شما زنده ايد و با على اينگونه رفتار مى شود».

او از وفاداران به امام على (عليه السلام) بود، وقتى على (عليه السلام) فرمود: وفاداران من فردا صبح با سرهاى تراشيده و همراه با سلاح به منزل من بيايند، تنها سلمان، ابوذر، مقداد و زبير به وعده خود وفا كردند; و نيز در شوراى شش نفره اى كه عمر تشكيل داد او حامى على (عليه السلام) بود. امّا سرانجام دنيا او را فريفت و فتنه جمل را به پا كرد و در همين فتنه كشته شد و امام (عليه السلام) شمشيرش را گرفت و فرمود: «سَيْفٌ طَالَما جَلى الكَرْبَ عن وَجْهِ رَسولِ الله... ; چه زمان طولانى اين شمشير گرد اندوه از چهره رسول خدا زدود».

و آن حضرت فرمود: تا زمانى كه فرزند زبير يعنى عبدالله به دنيا نيامد او از ما اهل بيت بود، امّا عبدالله سبب گمراهى او شد.

7. على (عليه السلام) در جلسه اى كه جمعى از صحابه پيامبر (صلى الله عليه وآله) از جمله أنَس بن مالِك حاضر بودند، فرمود: اى حاضران، كدام يك از شما با گوش خود شنيده است كه رسول خدا (صلى الله عليه وآله) در غدير خم فرمود: «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلىٌّ مَوْلاه »

جمعى از جاى برخاستند و گواهى دادند ولى انس بن مالك شهادت نداد، امام به او فرمود: چه چيز باعث شد كه شهادت ندهى؟ گفت: پير و فراموش كار شده ام. امام فرمود: «اللّهُمَّ إن كانَ كاذِباً فَارْمِهِ بَيْضاءَ لا تُخْفِيها العِمامَة ; خدايا اگر دروغ مى گويد سفيدى (بيمارى پيسى) در صورتش پديد آور كه قابل مخفى كردن با عمامه نباشد». او به اين بيمارى دچار شد و تا آخر عمر با او بود.

نمونه هاى ديگرى كه علاقه مندان مى توانند به تاريخ مراجعه كنند عبارتند از:
عبدالله بن زبير، عبدالله بن عمر، أشعث بن قيس، عبيدالله بن عباس، شريح قاضى، شمربن ذى الجوشن، شبث بن ربعى، عمر سعد.
نوشته شده توسط دکتر اسکندریان در سه شنبه سیزدهم دی 1390 ساعت 19:44 | لینک ثابت |
يا ابوالفضل العباس

اي كه كل واژه عشق از تو معنا مي شود

هر چه خوبي هست در نام تو پيدا مي شود

 

با برادر آنچنان بودي كه هر كس بشنو د

اشك شوقش ريزد و غرق تمنا مي شود

 

وادي مهر و وفا جز تو ندارد عاهدي

پاي پيمان تو با خون تو امضا مي شود

 

از ادب شرمنده شد اين واژه از كمبود عمق

در لسانت تا برادر، جان و مولي مي شود

 

لاف غيرت كي تواند زد كسي در نزد تو

غيرت الهي تو و پرگوي رسوا مي شود

 

فضل تو درياي بي پايان و مهرت آفتاب

زين سبب خورشيد احسانت هويدا مي شود

 

ضامن خير دو دنيا و تويي مشكل گشا

باب حاجاتي و حاحات از تو مقضي مي شود

 

لاله و "نامي"، گل و سرو و سمن شرمنده اند

از گل عباس(ع) كه در شعبان اهدا مي شود

دکتر اسکندریان (نامی)

نوشته شده توسط دکتر اسکندریان در جمعه یازدهم آذر 1390 ساعت 20:32 | لینک ثابت |

بسمه تعالی

آقا حسین(ع) جان

 

ای که مظلومیت از مظلومیت حیران شده

 

دیدگان هستی اندر ماتمت گریان شده

 

 

دور گردون هیچ روزی همچو روز تو ندید

 

زان همه ایام که اندر ضل شب پنهان شده

 

محرم، ماه نمایش اوج خصائل الهی انسان در اشد

 

مبارزه با پست ترین رزائل شیطانی و پیروزی خون

 

ثارالله بر شمشیر ابلیسی عدوالله با پیام:

 

کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا از راه رسید.

 

شهادت حضرت سیدالشهدا و یاران با وفایش را به

 

همه پیروان آن حضرت تسلیت و تعزیت عرض

 

 

می کنم. (اسکندریان)

نوشته شده توسط دکتر اسکندریان در یکشنبه ششم آذر 1390 ساعت 0:41 | لینک ثابت |
 
offshore
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar